چنگال اندروز

مقدمه

“Andrews ‘Pitchfork ابداع شده توسط آلن اندروز”. ابزار روندی است بصورت کانال که از سه خط تشکیل شده است. یک خط روند میانه ​​در مرکز با دو خط روند موازی با فاصله برابر از دو طرف. این خطوط با سه نقطه ترسیم می شوند ، معمولاً بر اساس اوج ها یا کف ها با حرکت از چپ به راست در نمودار. مانند خطوط و کانالهای روند معمولی ، خطوط کانال پایینی و بالایی سطوح حمایت و مقاومت بالقوه را نشان می دهد. تا زمانی که قیمت داخل کانال Pitchfork باشد ، روند وجود دارد. تغییر روند هنگامی رخ می دهد که قیمت ها از کانال Pitchfork خارج شوند.

انتخاب سه نقطه

اولین گام برای استفاده از Andrews ‘Pitchfork ، انتخاب سه نقطه برای ترسیم خطوط روند است. این نقاط معمولاً مبتنی بر اوج ها یا کف ها هستند که به آنها به عنوان نقاط محوری نیز گفته می شود. تصویر زیر نمودار مک كسون (MCK) را نشان می دهد كه در آن Andrews ‘Pitchfork از کف ژوئن امتداد دارد. اولین نقطه انتخاب شده ، نشانگر شروع خط میانه است. نقاط ۲ و ۳ عرض کانال Pitchfork را مشخص می کنند. خط میانه بر اساس دو نقطه بنا شده است: نقطه ۱ و نقطه میانی بین نقاط ۲ و ۳٫ به این ترتیب ، خط میانه از نقطه ۱ شروع می شود و فاصله نقاط ۲ و ۳ را نصف می کند. این شیب خط میانه را مشخص می کند. سپس خطوط روند بیرونی (عرض کانال) به موازات خط میانه گسترش می یابند. در اینجا شیب Pitchfork بستگی به قرار گرفتن نقطه ۱ دارد.

نمودار دوم نشانگر Pitchfork با شیب رو به پایین (ACN) را نشان می دهد. خط میانه آبی از نقطه ۱ شروع می شود و خط بین نقاط ۲ و ۳ را نصف می کند. خطوط روند بیرونی به صورت موازی و با فاصله برابر از خط میانه هستند. در اینجا Pitchfork قرمز از کف آگوست به عنوان نقطه ۳ استفاده می کند و این باعث می شود خط میانی تندتر شود.

انعطاف پذیری با نقطه ۱

گاهی اوقات خط میانی ​​برای ایجاد شیب واقع بینانه نیاز به تنظیم دارد. کانالهایی که خیلی شیب دار هستند به راحتی شکسته می شوند. کانالهایی که خیلی صاف هستند روند را در بر نمیگیرند. نمودار سوم (ERTS) را نشان می دهد که در آن Pitchfork از اواخر ژانویه امتداد دارد. در حالت کلی ، نقطه ۱ در کف حرکت قرار میگیرد. نقاط ۲ و ۳ اولین قله و کف را بعد از نقطه ۱ نشان می دهند. با این حال ، خط میانه ​​بر اساس کف ژانویه با حمایت در ماه مارس (فلش های سبز) و مقاومت در ماه جولای همراه است. مهمتر از همه ، کانالی را ایجاد می کند که حاوی عملکرد قیمت بمدت چند ماه میباشد. توجه کنید که وقتی قیمت ها بالاتر از خط روند فوقانی Pitchfork حرکت می کنند ، ERTS در شرایط اشباع خرید قرار میگیرد. در نهایت این روند با شکستن خط روند پایینی به طور کامل معکوس شد.

نمودار چهارم (Intuit (INTU را با دو Pitchfork نشان می دهد. Pitchfork قرمز خیلی شیب دار است. توجه کنید که هنگامی که قیمتها در اواخر آوریل به زیر خط روند پایین قرمز حرکت کردند ، روند معکوس نشد. جایگزین این بود که خط میانه را در اواسط ماه دسامبر پایه گذاری کنیم. این باعث ایجاد Pitchfork با زاویه کمتر می شود که برای این روند صعودی واقع بینانه تر است. مانند خطوط روند معمولی، خطوط روند شیب دار آسان تر شکسته می شوند. اعتبار Pitchfork آبی زمانی تأیید شد که قیمتها در اوایل ماه آوریل در خط روند بالایی ، مقاومت کردند و در اوایل ماه می در خط روند پایینی حمایت شدند.

حمایت، مقاومت و تغییر روند

خطوط روند Pitchfork می توانند نشان دهنده حمایت یا مقاومت باشند. در روند صعودی ، خط روند پایین به عنوان حمایت برای تعریف روند کلی عمل می کند ، خط روند بالا به عنوان مقاومت عمل می کند و خط میانه قدرت روند را مشخص می کند. در طی روند صعودی قیمتها باید بطور منظم به خط میانی ​​برسند. عدم دستیابی به این خط ، ضعف اساسی را نشان می دهد که می تواند یک روند معکوس را پیش بینی کند. نمودار پنجم نشان می دهد (Ciena (CIEN در Pitchfork در حال پیشروی است. توجه کنید که چگونه خط روند پایین از قیمت حمایت می کند و خط میانه مقاومت نشان می دهد. اگرچه CIEN در تمام طول صعود ، مقاومت در خط میانه را تجربه کرد ، البته برای تأیید صعود ، توانست به طور منظم به این خط برسد. در نهایت در نوامبر ۲۰۰۷ عدم دستیابی به خط متوسط ​​ضعف اساسی را نشان داد. CIEN با کاهش شدید ، خط روند پایین را شکست. توجه کنید که خط حمایت پس از شکست به مقاومت تبدیل شد.

نمودار ششم (CSX Corp (CSX را با یک جفت اصلاح ، توسط Pitchfork نشان می دهد. توجه کنید که هر دو اصلاح بعد از پیشرفت های شدید شکل گرفته اند. برای اولین اصلاح ، می توان پس از اوایل ماه جولای ، Pitchfork را رسم کرد. توجه کنید که قیمت ها اواخر ماه ژوئیه خط میانه را نتوانستند بشکنند. همچنین توجه داشته باشید که قیمت ها در ماه آگوست بالای خط میانه ​​نگه داشته شده اند. این نمایشگر قدرت رو بالای قیمت بود که منجر به شکست خط روند بالایی در ماه سپتامبر شد. اصلاح دوم بعد از اوایل دسامبر شکل گرفت. قیمت ها پایین تر از خط میانه ​​حرکت کردند ، اما خیلی زود قدرت گرفتند و CSX در ژانویه مقاومت را در هم شکست.

خطوط ماشه

Andrews ‘Pitchfork همچنین از خطوط ماشه (trigger line) استفاده می کند ، که در واقع خطوط روندی هستند که از نقطه ۱ شروع میشوند. خط ماشه بالایی از نقطه ۱ تا اوج در نقطه ۳ کشیده میشود و امتداد دارد ، شکست خط ماشه بالایی سیگنال خرید به ما میدهد. خط ماشه پایینی از نقطه ۱ تا نقطه ۲ امتداد می یابد. شکست خط ماشه پایینی به عنوان سیگنال فروش عمل می کند. نمودار هفتم (Rowan Companies (RDC را نشان می دهد که یک خط ماشه پایینی از کف ماه ژوئیه امتداد دارد و یک خط ماشه بالایی که از قله نوامبر پایین می آید. این خطوط ماشه شبیه خطوط روند معمولی هستند که از دو قله یا کف کشیده شده اند. سیگنالهای خطوط روند معمولی ، معمولاً بسیار دیرتر از سیگنالهای ایجاد شده توسط شکستهای Pitchfork تولید می شوند.

نتیجه

شیب کانال Pitchfork بستگی به قرار گرفتن سه نقطه به ویژه نقطه ۱ دارد که شروع خط میانی است. گاهی اوقات برای اطمینان از مناسب بودن شیب کانال قیمت باید نقاط تنظیم شوند. متأسفانه ، هیچ قانون مشخصی برای محل قرارگیری نقاط وجود ندارد. در واقع هنگام ترسیم کانالها باید از تجربه کمک گرفته شود. این جایی است که ماهیت ذهنی تحلیل تکنیکی به مرحله اجرا می رود. مانند اکثر جنبه های تجزیه و تحلیل تکنیکالی، کسب تجربه با انجام آزمایش ، مهم است. بررسی عملی تنها روش واقعی برای تسلط بر یک شاخص است.